مه نگار

من و گالیا
  • خانه 

#دلتنگ

25 آبان 1402 توسط منم مثل تو
​چاره‌ی دلِ تنگ چیست؟ کودکی‌ام پشت دری شبیه این در جا مانده است!!! دست میبرم و کلون در را به صدا در می آورم.صدایی پای دختر عمویم در دالان می‌پیچد.قفل در را باز می‌کند و در ، با صدای قیییژی باز می‌شود.چند مرغ و خروس به دالان پناه آورده‌اند تا زیر باران… بیشتر »
 نظر دهید »

دالان

15 آبان 1402 توسط منم مثل تو
​می‌دانی که عاشق هوای ابری هستم حتی اگر باران نبارد! شاید دعای انار مستجاب شده است که امروز، آسمان دست در خرمن موهایش می‌کشد و مرواید های ریز و غلتانش را فرو می‌ریزد.زاغچه‌ای تنها روی دیوار کاهگلی خانه‌ی مادر بزرگ نشسته و به دور دست خیره شده است.هوا به… بیشتر »
 نظر دهید »

خیال کردن کار سختی نیست!

08 آبان 1402 توسط منم مثل تو
#به_قلم_خودم #برای_غزه خیال کردن کار سختی نیست! شهر را بدون جنگ تصور کن.ساختمان هایش سالم،درختان زیتونش پر بار،پارک‌ها مملو از بچه. جای دود و بمب و موشک،رنگین کمان را در آسمان نقاشی کن. چشمانت را بسته نگه دار و بوسه های مادر را به جای زخم‌های تنت… بیشتر »
 نظر دهید »
آبان 1402
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

مه نگار

گالیا،نام منِ دیگر است که به تازگی با او دوست شدم . اخلاق گالیا شبیه به منِ ۱۵ سال پیش است .دیروز گالیا را از میان کتابی که می‌خواندم پیدا کردم و از او دعوت کردم تا مثل سابق با من زندگی کند.

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • من

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس