مه نگار

من و گالیا
  • خانه 

دویدن سر صبح 

18 آبان 1403 توسط منم مثل تو
​نمی‌دانم کلاس‌های آنلاین سر صبح کلافه‌ام کرده بود یا دردی که مجبورم می‌کرد، دستم راستم را روی نقطه‌ دردناک چنگ بزنم. نا‌خودآگاه این کار را می‌کردم؛ شاید می‌خواستم به خودم بگویم، می‌دانم درد داری ولی تحمل کن.  قرار بود کنفراس بدهم، آن هم به صورت… بیشتر »
 نظر دهید »

اهدای زندگی

18 آبان 1403 توسط منم مثل تو
​آسمان لحاف سنگین ابریش را بغل گرفته و از ته‌دل زار می‌زند. از اولین قطره‌ای که روی زمین چکید؛ تمام هوش و حواسم کنار مادر علی دوید. علی سنی نداشت، شاید 25 سال. فکر می‌کنم شیر‌پاک خورده برایش، صفت خوبی است. زحمت‌کش هم بود؛ از محل ضربه خوردنش پیداست. معدن… بیشتر »
 نظر دهید »

دغدغه‌های خونین

18 آبان 1403 توسط منم مثل تو
​میان کوهی از مشغله‌های روزمره نشسته‌ام و سعی دارم، برای هر کدام راهی بیابم. آماده کردن میان وعده‌ی پسرم از همه ساده‌تر است. گاهی یک مشکل بی‌مقدمه و بی‌دعوت وارد قلمروی ذهنم می‌شود. از مهمان ناخوانده بدم نمی‌آید، اما به شرط اینکه با خودش درد‌سر نداشته… بیشتر »
 نظر دهید »

خاطره بازی

18 آبان 1403 توسط منم مثل تو
​مدرسه‌ی ابتدایی درست روبه‌روی خانه‌ی ما بود. یک حیاط بزرگ داشت که بیشتر قسمت‌هایش خاکی بود. از ورودی مدرسه یک راه سیمانی ساخته بودند تا ورودی ساختمان، دو طرف راه، بوته‌های بزرگ گل‌محمدی قد علم کرده بودند. چند پله باید بالا می‌رفتیم تا به ایوان برسیم.… بیشتر »
 نظر دهید »
آبان 1403
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    

مه نگار

گالیا،نام منِ دیگر است که به تازگی با او دوست شدم . اخلاق گالیا شبیه به منِ ۱۵ سال پیش است .دیروز گالیا را از میان کتابی که می‌خواندم پیدا کردم و از او دعوت کردم تا مثل سابق با من زندگی کند.

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • من

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس