پاییز
17 مهر 1403 توسط منم مثل تو
انگار همین دیروز بود که بعد از تمام شدن مدرسه و عوض کردن لباسهایم برای سرکشی به آلوهای جوشیده، پلههای سیمانی کنج حیاط را بالا میرفتم. پشت بام که میایستادم، بخشی از خانهها که توسط درختان گردو پوشیده شده بودند را نمیدیدم. تل قدیمی نزدیک خانه… بیشتر »