ای جامه به خود پیچیده
13 شهریور 1403 توسط منم مثل تو
نیمه شب است. در این هوای گرم میلرزم. مطمئنم سرما نخوردهام. چادر نماز سفیدم را به خودم میپیچم و به حیاط پناهنده میشوم. چشم میدوزم به ستارهها تا غصههایم را فراموش کنم؛ اما دریغ! غصهی گم شدن کهکشان راهشیری و خوشهی پروین هم، به غمهایم اضافه… بیشتر »