مه نگار

من و گالیا
  • خانه 

دا

05 شهریور 1403 توسط منم مثل تو
​《 یعنی می‌شه همه‌ی اینا کابوس‌های وحشتناک یه خواب طولانی باشه؟》زهرا جان چقدر واقعیت درد‌آور بود که دلت می‌خواست تمام آنچه دیدی فقط کابوس یک خواب طولانی باشد؟ یک سال بعد از پایان جنگ به‌دنیا آمدم و به جز موارد اندکی چیز زیادی درباره‌ی آن نمی‌دانستم. با… بیشتر »
 نظر دهید »

سلام آقا

05 شهریور 1403 توسط منم مثل تو
​می‌دانم که نمرده‌ام اما زنده هم نیستم. احساس می‌کنم، روز به روز جسمم آب می‌رود و کوچک‌تر می‌شود؛ شاید هم روحم بزرگ‌تر. به هر حال دیگر اندازه‌ی هم نیستند. اولین‌بار که دیدمت، میان حجم نور ایستاده بودی. بیشتر صدایت را می‌شنیدم. احساس سبکی می‌کردم. به جای… بیشتر »
 نظر دهید »
شهریور 1403
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

مه نگار

گالیا،نام منِ دیگر است که به تازگی با او دوست شدم . اخلاق گالیا شبیه به منِ ۱۵ سال پیش است .دیروز گالیا را از میان کتابی که می‌خواندم پیدا کردم و از او دعوت کردم تا مثل سابق با من زندگی کند.

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • من

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس