پدر
03 آذر 1402 توسط منم مثل تو
نزدیک کوچه که شدم ،مکث کردم.همهی وجودم را چشم کردم تا مثل گذشته ببینم که در آستانهی خانه مشغول تعمیر ماشین هستی. قدم در کوچه گذاردم. نبودی ؛ امیدم را از دست ندادم و جلوتر آمدم.پس کجایی؟ زنگ خانه را فشردم.در بدون پرسش باز شد.مثل همیشه به استقبالم… بیشتر »