مه نگار

من و گالیا
  • خانه 

پدر

03 آذر 1402 توسط منم مثل تو
​نزدیک کوچه که شدم ،مکث کردم.همه‌ی وجودم را چشم کردم تا مثل گذشته ببینم که در آستانه‌ی خانه مشغول تعمیر ماشین هستی. قدم در کوچه گذاردم. نبودی ؛ امیدم را از دست ندادم و جلو‌تر آمدم.پس کجایی؟ زنگ خانه را فشردم.در بدون پرسش باز شد‌.مثل همیشه به استقبالم… بیشتر »
 نظر دهید »
آذر 1402
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مه نگار

گالیا،نام منِ دیگر است که به تازگی با او دوست شدم . اخلاق گالیا شبیه به منِ ۱۵ سال پیش است .دیروز گالیا را از میان کتابی که می‌خواندم پیدا کردم و از او دعوت کردم تا مثل سابق با من زندگی کند.

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • من

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس