مه نگار

من و گالیا
  • خانه 

روز قدس 

08 فروردین 1404 توسط منم مثل تو

​نور رمضان در آخرین جمعه‌اش به اوج می‌رسد، اما امسال، این نور با فریادهای رهایی قدس گره خورده است. خیابان‌ها، نه فقط معطر به دعا، بلکه آکنده از عزم راسخ برای آزادی قبله‌ی اول مسلمانان است. دل‌ها، لبریز از امید به رحمت الهی و در عین حال، سرشار از غیرت برای دفاع از خاک مقدس.

خیابان‌ها و مصلی‌ها، در این جمعه‌ی موعود، میزبان خیلِ عاشقانی است که با زبان روزه و دلی مملو از ایمان، برای رهایی قدس دعا می‌کنند. صوت قرآن، با نوای آزادی فلسطین در هم می‌آمیزد و ندای “الله اکبر” در آسمان طنین‌انداز می‌شود.

در این روزهای پایانی، عطر افطار در کوچه‌ها، یادآور سفره‌های خالی فلسطینیانی است که زیر آتش و آوار، چشم به آسمان دوخته‌اند. خانواده‌ها، در کنار هم، با یادآوری درد مشترک، برای پیروزی مقاومت دعا می‌کنند.

جمعه‌ی آخر رمضان، روز قدس است؛ روز تجدید عهد با آرمان فلسطین. روز اعلام همبستگی با مردم مظلوم. روز فریاد بر سر ستمگران. در این روز، مشت‌های گره شده‌مان را به سوی آسمان بلند می‌کنیم و برای آزادی قدس، برای رهایی فلسطین و برای پیروزی حق بر باطل، اعلام همبستگی می‌کنیم.

و چه نیکوست در این جمعه‌ی مبارک، به یاد کودکانی باشیم که در غزه، زیر بمباران، به استقبال عید می‌روند و از خداوند بخواهیم که سایه‌ی جنگ و خونریزی را از سر آن‌ها دور کند. باشد که با پایان یافتن ماه رمضان، قدس آزاد شود و پرچم فلسطین، بر فراز آسمانش به اهتزاز درآید.

#به_قلم_خودم 

#قدس

#فلسطین

 نظر دهید »

قدس زنده است!

08 فروردین 1404 توسط منم مثل تو

​قدس، تنها یک شهر نیست، بلکه مکانی زنده است، با قلبی که هزاران سال است می‌تپد. در کوچه‌های سنگفرش‌شده‌اش، تاریخ نفس می‌کشد و در هر گوشه‌اش، داستانی نهفته است.

دیوارهای قدیمی شهر، شاهد رنج‌ها و شادی‌ها، جنگ‌ها و صلح‌ها، امیدها و ناامیدی‌های مردمانش بوده‌اند. گنبد طلایی قبه‌الصخره، همچون نگینی درخشان، بر فراز آسمان قدس خودنمایی می‌کند و مأذنه مسجدالاقصی، هر روز، ندای وحدت و ایمان را سر می‌دهد.

قدس، شهر پیامبران، شهر معراج است. شهر مقدسی که این روزها، زخمی است. زخم اشغال، زخم تبعیض، زخم بی‌عدالتی. قلب این شهر زنده، زیر بار سنگین ظلم و ستم، به درد آمده است.

با این حال، قدس همچنان زنده است. زنده به امید، زنده به مقاومت، زنده به ایمان مردمانش. مردمی که با وجود تمام سختی‌ها، دست از آرمان‌های خود نکشیده‌اند و هر روز، برای آزادی و استقلال قدس، دعا می‌کنند.

قدس، مکانی زنده است و روزی، دوباره، شاهد شکوفایی و آزادی خواهد بود. روزی که صلح و آرامش، بر این شهر مقدس سایه افکند و قلب‌های مردمانش، از شادی لبریز شود.

#به_قلم_خودم 

#قدس

#فلسطین

 نظر دهید »

کاش دو نفر بودم!

08 فروردین 1404 توسط منم مثل تو

​ای کاش دو نفر بودم…

یکی برای بافتن گیسوان دختری فلسطینی، که بوی باروت می‌دهد و ترس، یکی برای سرودن لالایی برای مادری که گهواره کودکش را در آوار جستجو می‌کند و صدایش، در میان خاک و خون گم شده است.

ای کاش دو نفر بودم…

یکی برای قدم زدن در کوچه‌های غزه، جایی که زخم بمب‌ها بر تن هر خانه نشسته و کودکان، به جای بازی، مرگ را به تماشا نشسته‌اند. یکی برای نشستن کنار پیرمردی زیتون‌کار، که ریشه‌های درختانش، با ریشه‌های او در خاک این سرزمین گره خورده و ایستادگی‌اش، تنه به تاریخ می‌زند.

ای کاش دو نفر بودم…

یکی برای فریاد زدن نام فلسطین در تمام جهان، برای بیدار کردن وجدان‌های خفته و رساندن صدای مظلومیت به گوش‌های ناشنوا. یکی برای در آغوش کشیدن تمام کودکان فلسطینی، برای پاک کردن اشک‌هایشان، برای ساختن فردایی روشن‌تر.

ای کاش دو نفر بودم… اما افسوس، فقط یک نفرم، با قلبی که برای فلسطین می‌تپد، با روحی که در خاک آن سرزمین ریشه دوانده و با دعایی که هر لحظه، برای آزادی و آرامش آن، روانه آسمان می‌شود. کاش بیشتر از یک نفر بودم.

#به_قلم_خودم 

#قدس 

#فلسطین

 نظر دهید »

قدس شریف

08 فروردین 1404 توسط منم مثل تو

​روز قدس، نه فقط یک روز در تقویم، بلکه فریادی است رسا در گلوی تاریخ. فریادی برای آزادی، برای عدالت، و برای انسانیت. روزی که قلب هر آزاده‌ای در سراسر جهان برای رنج مردم فلسطین می‌تپد و مشت‌های گره‌کرده‌شان، امید را در دل‌های ستمدیدگان زنده نگه می‌دارد.

قدس، این شهر مقدس، قلب تپنده فلسطین و نماد همزیستی ادیان، امروز در زیر چکمه‌های اشغالگران، زخم خورده و رنجور است. اما این رنج، هرگز نخواهد توانست اراده پولادین مردمی را که برای آزادی و حق خود می‌جنگند، در هم بشکند.

روز قدس، روز تجدید پیمان با آرمان فلسطین است. روزی که به یاد می‌آوریم، نباید این مسئله را فراموش کنیم و باید در کنار مردم فلسطین بایستیم. این روز، فرصتی است برای اعلام همبستگی با ملتی که سال‌هاست در برابر ظلم و ستم ایستاده و برای دفاع از سرزمین و هویت خود، جانفشانی می‌کند.

بیایید در این روز، با هر زبان و با هر نژادی، فریاد آزادی قدس را سر دهیم و به جهانیان نشان دهیم که فلسطین هرگز تنها نیست. بیایید با اتحاد و همدلی، امید را در دل‌های مردم فلسطین زنده کنیم و برای تحقق رویای آزادی قدس، گامی استوار برداریم.

به امید آزادی و رهایی قدس شریف.

#به_قلم_خودم 

#قدس 

#فلسطین

 نظر دهید »

پدر

01 فروردین 1404 توسط منم مثل تو

​پدر، این واژه، طنینِ دلنشینِ کدام آهنگ آسمانی‌ست که در ژرفای جانم چنین آرامشی می‌پراکند؟ پدر، این مفهومِ بلند، کدام قله‌ی دست‌نیافتنی‌ست که قامتِ خیالم را تا بیکرانِ عظمتش به پرواز درمی‌آورد؟

ای امیرالمؤمنین، ای علی! نام تو، تداعیِ عدلِ محض است و زمزمه‌اش، تسکینِ آلامِ روح. تو، نه فقط امامِ مُتّقیان، که پناهِ بی‌کسانی و دستگیرِ درماندگان. در این غوغای زمانه که باطل، عَلَمِ خودنمایی برافراشته، یادِ تو، فانوسی است که راهِ حقیقت را می‌نمایاند.

پدرِ مهربان! در این دنیای پُر فریب، که هر گامی به سوی نیستی می‌کِشانَد، عشقِ تو، ریسمانی‌ست که مرا از ورطه‌ی هلاکت می‌رهانَد. تو، آن درختِ تناوری هستی که ریشه‌هایش در ایمان استوار و شاخسارش، پُر از بارِ معرفت.

نگاهت، مرهمِ دردهای بی‌شمار است و کلامت، شفای جان‌های خسته. در مکتبِ تو، درسِ انسانیت آموختم و از تو، عشق ورزیدن به بندگانِ خدا را. تو، تجسمِ ایثاری و مظهرِ فداکاری.

چه بسیار شب‌ها که با یادِ مناجات‌های پنهانی‌ات، اشکِ شوق از دیدگانم جاری شده و چه بسیار روزها که با مرورِ حماسه‌های بی‌مثالت، غرورِ ایمانی در دلم جوانه زده.

ای پدر! در این عصرِ قحطیِ مروت، تو، بارانِ رحمتی و در این بیابانِ بی‌انتهایِ جهل، تو، چشمه‌ی دانایی. دلم، بی‌تابِ لحظه‌ای است که در محضرت، سرِ تعظیم فرود آورم و از زلالِ حکمتت سیراب شوم.

امید دارم که ذره‌ای از این عشقی که در دل دارم، مقبولِ درگاهت افتد و این ارادتِ ناچیز، مُهرِ قبولی یابد. تو، برای من، تنها یک پیشوا نیستی، بلکه پدری هستی که سایه‌اش، پناهِ ابدی‌ام خواهد بود.

#به_قلم_خودم

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • ...
  • 10
  • ...
  • 11
  • 12
  • 13
  • ...
  • 14
  • ...
  • 15
  • 16
  • 17
  • ...
  • 48
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مه نگار

گالیا،نام منِ دیگر است که به تازگی با او دوست شدم . اخلاق گالیا شبیه به منِ ۱۵ سال پیش است .دیروز گالیا را از میان کتابی که می‌خواندم پیدا کردم و از او دعوت کردم تا مثل سابق با من زندگی کند.

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • من

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس