مه نگار

من و گالیا
  • خانه 

​بیا لبریز کنیم پیمانه اعتراف را، در این خزانِ باورها و ارزش‌ها!

26 خرداد 1404 توسط منم مثل تو

راستش را بخواهید، انگار همه‌مان به نوعی مقصریم. روزهایی که چشم بستیم بر داشته‌های خودمان و دل سپردیم به روان‌شناسی غرب‌زده، همان‌جا بود که بذرهای تردید را در دل‌های کودکانمان کاشتیم. دستشان را از دست خدا رها کردیم و به جای جوشش از سرچشمه زلال فرهنگ خودمان، نظریه‌های زرد و بی‌مایه را به خوردشان دادیم.

خسته بودیم؟ نابلد بودیم؟ شاید! اما این‌ها بهانه‌هایی بود برای عقب ماندن از قافله فرزندانمان. دشمن اما بیکار ننشست. حصاری نامرئی دور افکارشان کشید، دغدغه‌هایشان را عوض کرد و آرام آرام، ریشه‌های باورهایمان را خشکاند.

چشم باز کردیم و دیدیم نسل جوانمان دیگر آن جوانِ پایبند به ارزش‌ها نیست. دغدغه‌اش شده سگ‌گردانی و عریانی بیشتر. دخترانمان به جای فکر تحصیل و پیمودن پله‌های ترقی و تشکیل خانواده، همه‌ی همّ و غمّشان شده موتورسواری و بوی خامی افکارشان، فضای مجازی را پر کرده است.

داستان، همان داستان قورباغه‌ای است که در آب گرم نشسته و از جوشیدن و مرگ تدریجی‌اش بی‌خبر است. ما هم در این آب گرم غفلت فرو رفته‌ایم و از بر باد رفتن افکار جوانان کشورمان بی‌خبریم. شاید هم خودمان را زده‌ایم به آن راه!

هر چه هست، همه‌ی ما مسئولیم. باید قبل از این‌که طناب “ای کاش” دور گردنمان بپیچد، از خواب غفلت بیدار شویم و چاره‌ای بیندیشیم.

#به_قلم_خودم 

#رسانه

#جنگ_سایبری


 نظر دهید »

ای وارث انبیاء

25 خرداد 1404 توسط منم مثل تو

​رهبر عزیز و فرزانه، ای ناخدای انقلاب!

در این روزگار پرآشوب، دلمان سرشار از سپاس از رهبری حکیمانه شماست. شما همچون کوهی استوار، در برابر سختی‌ها ایستاده‌اید و انقلاب را به سوی ساحل امن هدایت می‌کنید.

ای رهبر، ای پدر!

ما فرزندان این انقلاب، می‌دانیم که تدبیر شما، راهگشای ما در مشکلات بوده است. با بصیرت‌تان نقشه‌های دشمنان را خنثی کرده و امید را در دلمان زنده نگه داشته‌اید.

ای رهبر، ای امید مستضعفان!

شما نه تنها رهبر ما، بلکه پناهگاه مظلومان جهان هستید. با حمایت از نهضت‌های آزادی‌بخش، پرچم عدالت را در دنیا برافراشته‌اید.

ای رهبر، ای احیاگر اسلام ناب!

شما با ترویج ارزش‌های اسلامی، نسلی آگاه تربیت کرده‌اید که آماده فداکاری برای انقلاب است. با تأکید بر خودباوری، زمینه پیشرفت کشور را فراهم کرده‌اید.

ای رهبر، ای وارث انبیا!

ما سربازان شما، پیمان می‌بندیم تا آخرین نفس در راه حفظ انقلاب و آرمان‌هایش ثابت‌قدم بمانیم. با پیروی از شما، ایران اسلامی را به قله‌های افتخار می‌رسانیم.

از خداوند، طول عمر با عزت و سلامتی شما را می‌خواهیم و همیشه دعاگویتان هستیم.

جان ما فدای شما.

#به_قلم_خودم

#رهبری

#انتقام_سخت

#غدیر 

 نظر دهید »

جمعه‌ها... چه دلگیر شده‌اند این جمعه‌ها.

23 خرداد 1404 توسط منم مثل تو

​

باز هم جمعه‌ای دیگر، باز هم خبری تلخ. صبح جمعه، درست مثل همان صبحی که خبر پرواز سردار دل‌ها را آوردند. سردار سلامی هم رفت… درست در بامداد جمعه، همان ساعتی که دعا برای ظهور می‌خوانیم، خبر شهادتش، مثل پتکی بر سرمان فرود آمد.

انگار قرار است جمعه‌ها، رنگ خون بگیرند. قرار است جمعه‌ها، داغ پشت داغ بیاورند. این جمعه‌ها، چقدر بوی دلتنگی می‌دهند. دلتنگی برای لبخندهای سرداران، برای صلابت نگاهشان، برای غیرتشان که امنیت این سرزمین را تضمین می‌کرد.

جمعه‌ها دلگیرند، اما این دلگیری، ما را از حرکت باز نمی‌دارد. یاد سردار سلامی، چراغ راه ما خواهد بود. هر قطره خون او، بذری خواهد شد برای رویش جوانه‌های غیرت و شجاعت.

#به_قلم_خودم 

#جمعه

 نظر دهید »

ذوالفقار علی در دستان ولی‌فقیه

23 خرداد 1404 توسط منم مثل تو

​

غدیر، تنها یک نام نیست؛ غدیر، تجلیِ ولایت و امامت است. غدیر، فریادِ رسا و جاودانه‌ی عدالتِ علی (ع) است که در هر عصر و زمان، از زبانِ حق‌گویان و عدالت‌خواهان جاری می‌شود. امروز در عصر غیبت، پرچمِ عدالتِ علوی بر دوشِ نایبِ بر حقِ امام زمان (عج)، رهبرِ فرزانه‌ی انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله‌العالی) است.

اسرائیل، ای رژیم غاصب و کودک‌کش، ای خیبرِ زمان، بدان که حیدریونِ خمینی‌کبیر، با عزمی راسخ و اراده‌ای پولادین، دوباره به صحنه آمده‌اند. شمشیرِ عدالتِ علی، این بار از نیامِ غیرتِ جوانانِ مؤمن و انقلابی بیرون آمده و ریشه‌های ظلم و فسادت را در سرزمین‌های اشغالی خواهد سوزاند. خیبر را به یاد آور، ای قومِ یاغی!

فلسطین، ای پاره‌ی تنِ اسلام، ای قلبِ مجروحِ امتِ مسلمان، منتظرِ طلوعِ خورشیدِ عدالت و آزادی باش. وعده‌ی الهی نزدیک است و خیبرِ دیگری در راه است. به زودی، با یاری خداوند متعال و به همتِ رزمندگانِ اسلام، قدس شریف از چنگالِ این رژیم جنایتکار آزاد خواهد شد و پرچمِ توحید بر فرازِ آن به اهتزاز درخواهد آمد.

ما پیروانِ راستینِ علی (ع) و سربازانِ ولایت، با تکیه بر ایمان، وحدت و عدالت تا نابودیِ کاملِ کفر و استکبار از پای نخواهیم نشست. ذوالفقارِ زمان، در دستانِ ولی راه را روشن کرده است و ما با گام‌هایی استوار و دلی سرشار از امید، به سوی پیروزی نهایی پیش خواهیم رفت.

#به_قلم_خودم 

#انتقام_علوی

#غدیر

#شهادت

#سپاه

 نظر دهید »

جای علی در شعر نیست، در شهر است

22 خرداد 1404 توسط منم مثل تو

​

علی، تنها واژه‌ای نیست که در ردیف قافیه‌ها بنشیند و وزن بگیرد. علی، نه تصویری است که در قاب خیال شاعران حبس شود و با استعاره‌ها و تشبیه‌ها رنگ و بوی بگیرد. علی، فراتر از بیت و غزل است. جای او در صحنه واقعی زندگی است، در دل شهر، در میان مردم، جایی که هر کوچه و خیابانش قصه‌ای از عدالت و مردانگی روایت می‌کند.

شعر، هرچند زیبا و دلنشین، گاهی محدود است به جهان انتزاع. اما علی، تجسم عینی حقیقت است. او نه تنها قهرمان حماسه‌های دیرین، که الگوی زیستن در همین امروز ماست. وقتی از علی سخن می‌گوییم، از شجاعتی می‌گوییم که در برابر ظلم قد علم می‌کند، از عدالتی که بر سر مظلومان سایه می‌افکند و از دانشی که راهگشای تاریکی‌هاست. اینها را نمی‌توان تنها در کلمات و عبارات محدود کرد. اینها باید در تار و پود زندگی روزمره ما تنیده شوند.

جای علی در شهر است؛ در آن دست‌های پینه‌بسته‌ای که برای لقمه‌ای حلال زحمت می‌کشند، در نگاه‌های کودکان بی‌سرپرست که به دنبال پناهگاهی می‌گردند، در صدای شکستن سکوت برای دفاع از حق، و در گام‌های خسته‌ای که برای کمک به دیگران برداشته می‌شود. او نه در آسمان‌ها، که بر روی همین خاک، میان ما زندگی می‌کند.

علی را از قفس شعر رها کنیم و او را در خیابان‌ها، در خانه‌ها، در ادارات و در دل تعاملاتمان جاری سازیم. نام او، نه فقط در مجالس شعرخوانی، بلکه در کردار و رفتار ما تجلی می‌یابد، زیرا “جای علی در شعر نیست، در شهر است"؛ شهری که با حضور او، عطر عدالت و انسانیت می‌گیرد و زیباتر می‌شود.

#به_قلم_خودم 

#غدیر

#غدیر_مسیر_سعادت

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • ...
  • 5
  • ...
  • 6
  • 7
  • 8
  • ...
  • 9
  • ...
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 48
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مه نگار

گالیا،نام منِ دیگر است که به تازگی با او دوست شدم . اخلاق گالیا شبیه به منِ ۱۵ سال پیش است .دیروز گالیا را از میان کتابی که می‌خواندم پیدا کردم و از او دعوت کردم تا مثل سابق با من زندگی کند.

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • من

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس