کوه سرخ
05 تیر 1402 توسط منم مثل تو
دخترم را میخوابانم.باز پرندهی خیالم میل پرواز دارد،پروازش میدهم سمت کوهِ سُرخ از کنار آخرین خانهی روستا میگذرم.از پیچ آخر تا آخرین درخت را،دست میکشم روی گندمزار.قطرات شبنم دستم را نوازش میکنند.به دایی پدرم سلام میکنم.جوابم را با مهربانی… بیشتر »