روضه ی دو نفره
29 تیر 1402 توسط منم مثل تو
مادرم از تمام دنیا فقط یک خالهی پیر داشت.قدش خمیده بود و عینک ته استکانی با فریم مشکی استفاده میکرد.دسته ی عینک را با کش به پشت سرش محکم میکرد .یک کیسه ی کوچک بر گردن داشت و سمعک مدل قدیمیاش را در آن نگه داری میکرد. خانه اش یک اتاق دو در سه بود ؛پر… بیشتر »