چتر خیال
25 اسفند 1402 توسط منم مثل تو
پشت پنجره میایستم و به قطرات باران نگاه میکنم. باید بروم؛ چتر خیالم کجاست؟ کودکی 5 پنجسالهام. پشت پنجره ایستادهام و به حیاط خیس نگاه میکنم. باران برفهایی که از آذر ماه به جای مانده را میشوید. فضای خانه را فقط یک فانوس نفتی روشن کرده است. امشب… بیشتر »