من اهل تو بودم، بدون تو سراسر غربت است جهانم
17 اسفند 1403 توسط منم مثل تو
چند روز است که آسمان دلش گرفته و فقط اشک میریزد. مرا که میشناسی تاب ندارم حرف دلم را به تو نگویم! دلم برایت تنگ است، ابراهیم هم خواندهام، سر ساعت هشت؛ همان ساعتی که همیشه زنگ میزدی. کاش یه بار دیگه به دنیا میآمدم تا دوباره با تو زندگی کنم،… بیشتر »