مه نگار

من و گالیا
  • خانه 

زرنگی‌های دینی

30 فروردین 1404 توسط منم مثل تو
​یار عزیز، لحظات شب و روز در گذرند و ما غرق در تکاپو. اما آیا لحظه‌ای درنگ کرده‌ای تا ببینی آن دو همراه همیشگی‌ات، آن دو فرشته‌ی موکل، چه می‌نویسند؟ زندگانی ما مملو از افعال بی‌رنگ و بی‌خاصیتی است که نه گناهند و نه ثواب؛ خوردن، خفتن، قدم زدن… اما… بیشتر »
 نظر دهید »

بازوی ولایت

29 فروردین 1404 توسط منم مثل تو
ای ارتش، ای بازوی توانمند ملت، ای دژ مستحکم ایران! در سالروز حماسه‌آفرینی‌هایتان، درود می‌فرستیم به غیرت و شرف شما که همواره پاسدار مرزهای این سرزمین و حافظ امنیت و آرامش مردم بوده‌اید. ارتش جمهوری اسلامی ایران، نهادی است برخاسته از دل مردم و همواره در… بیشتر »
 نظر دهید »

جوانه‌ی باغ خیال 

23 فروردین 1404 توسط منم مثل تو
​صدای غرش آسمان می‌آید. صورت آسمان از تازیانه رعد، کبود شده‌است. باز باغ خیالم جوانه زده است. به تماشایش می‌نشینم. خودم را در کنار دامنه‌ی کوه می‌بینم. فصل پادشاهی جاشیر‌هاست. چشمه‌ها‌ی جوان هنوز نجوشیده‌اند. می‌دانی که باید باران بیاید تا روان شوند!… بیشتر »
 نظر دهید »

جمله‌اش، روزم را ساخت!

21 فروردین 1404 توسط منم مثل تو
امروز، اولین چهارشنبه‌ای بود که در سال نو قدم به کلاس گذاشتم. هنوز انتظار در فضای کلاس موج می‌زد، معلمشان هنوز نیامده بود. اما راستش را بخواهید، من هم زودتر از همیشه رسیده بودم. همین که نگاهم به چهره‌های معصوم بچه‌ها افتاد، انگار پروانه‌هایی زیبا از… بیشتر »
 نظر دهید »

صیاد، صید عشق الهی شد.

21 فروردین 1404 توسط منم مثل تو
​در دل تاریخ، نام شهید علی صیاد شیرازی همچون ستاره‌ای درخشان می‌درخشد؛ ستاره‌ای که در آسمان فداکاری و ایثار، نور امید را به دل‌ها می‌تاباند. او نه تنها یک فرمانده، بلکه تجسمی از شجاعت و صداقت بود که در میدان نبرد، با دلی پر از عشق به وطن، جان خود را در… بیشتر »
 نظر دهید »

شهید آوینی 

20 فروردین 1404 توسط منم مثل تو
​در هنگامه ای که غبار روزمرگی، آینه دل ها را تیره می ساخت، مردی از جنس نور، با دوربینی بر دوش و دلی آکنده از عشق، قدم به میدان گذاشت. سید مرتضی آوینی، نه یک مستندساز ساده، بلکه راوی حقیقت و شهادت بود. او با چشمانی بصیر، لحظاتی را شکار می کرد که در آن،… بیشتر »
 نظر دهید »

خطی زرین در دل تاریخ 

20 فروردین 1404 توسط منم مثل تو
​در سپیده‌دمی که خورشید از پسِ کوه‌های استوار ایران سر بر می‌آورد، روزی متولد می‌شود که قلب‌هایمان را با غرور و امید پیوند می‌زند: روز انرژی هسته‌ای. این روز، نه فقط یک تاریخ در تقویم، بلکه قصیده‌ای است در ستایشِ اراده‌ی ملتی که در راه دانش، از هیچ… بیشتر »
 نظر دهید »

#غضب

20 فروردین 1404 توسط منم مثل تو
​¶انسان وقتی که غضبناک و خشمگین است، بر خودش مسلط نیست. این زبان بلندگوی دل است. میکروفن مسجد را که دست دیوانه نمی‌دهند که هر چه خواست بگوید! انسان در حالت غضب و شهوت، دیوانه می‌شود. بهتر است در آن حالت صحبت نکند.¶ تمثیلات اخلاقی_تربیتی آقای حائری بیشتر »
 نظر دهید »

#زن_زندگی_استقامت

20 فروردین 1404 توسط منم مثل تو
​زن، آفریننده امید و بهار، لحظه‌های زیبا را با نجوای عشق و دل‌تنگی می‌سازد. او تابش آفتاب صبحگاهی است که گرمای روح را بر دل‌های سرد می‌پراکند و شعله‌های عشق را در کانون خانواده روشن می‌کند. در سرزمین غزه، این تابش خورشید به سایه سنگین جنگ و رنج و مصیبت… بیشتر »
 نظر دهید »

کودک معصوم فلسطین 

08 فروردین 1404 توسط منم مثل تو
​ای کودکِ معصومِ فلسطین، چشم‌هایت را ببند، فقط لحظه‌ای… و بگذار من، جهانی را برایت نقاشی کنم؛ جهانی که شاید، کمی با آنچه دیده‌ای، فرق داشته باشد. تصور کن، دیگر صدایی جز صدای خنده‌هایت نیست. دیگر ترسی در چشمانت لانه نکرده، دیگر دستی نیست که به جای نوازش،… بیشتر »
 نظر دهید »

روز قدس 

08 فروردین 1404 توسط منم مثل تو
​نور رمضان در آخرین جمعه‌اش به اوج می‌رسد، اما امسال، این نور با فریادهای رهایی قدس گره خورده است. خیابان‌ها، نه فقط معطر به دعا، بلکه آکنده از عزم راسخ برای آزادی قبله‌ی اول مسلمانان است. دل‌ها، لبریز از امید به رحمت الهی و در عین حال، سرشار از غیرت… بیشتر »
 نظر دهید »

قدس زنده است!

08 فروردین 1404 توسط منم مثل تو
​قدس، تنها یک شهر نیست، بلکه مکانی زنده است، با قلبی که هزاران سال است می‌تپد. در کوچه‌های سنگفرش‌شده‌اش، تاریخ نفس می‌کشد و در هر گوشه‌اش، داستانی نهفته است. دیوارهای قدیمی شهر، شاهد رنج‌ها و شادی‌ها، جنگ‌ها و صلح‌ها، امیدها و ناامیدی‌های مردمانش… بیشتر »
 نظر دهید »

کاش دو نفر بودم!

08 فروردین 1404 توسط منم مثل تو
​ای کاش دو نفر بودم… یکی برای بافتن گیسوان دختری فلسطینی، که بوی باروت می‌دهد و ترس، یکی برای سرودن لالایی برای مادری که گهواره کودکش را در آوار جستجو می‌کند و صدایش، در میان خاک و خون گم شده است. ای کاش دو نفر بودم… یکی برای قدم زدن در کوچه‌های غزه،… بیشتر »
 نظر دهید »

قدس شریف

08 فروردین 1404 توسط منم مثل تو
​روز قدس، نه فقط یک روز در تقویم، بلکه فریادی است رسا در گلوی تاریخ. فریادی برای آزادی، برای عدالت، و برای انسانیت. روزی که قلب هر آزاده‌ای در سراسر جهان برای رنج مردم فلسطین می‌تپد و مشت‌های گره‌کرده‌شان، امید را در دل‌های ستمدیدگان زنده نگه می‌دارد.… بیشتر »
 نظر دهید »

پدر

01 فروردین 1404 توسط منم مثل تو
​پدر، این واژه، طنینِ دلنشینِ کدام آهنگ آسمانی‌ست که در ژرفای جانم چنین آرامشی می‌پراکند؟ پدر، این مفهومِ بلند، کدام قله‌ی دست‌نیافتنی‌ست که قامتِ خیالم را تا بیکرانِ عظمتش به پرواز درمی‌آورد؟ ای امیرالمؤمنین، ای علی! نام تو، تداعیِ عدلِ محض است و… بیشتر »
 نظر دهید »

باز هم ابراهیم!

01 فروردین 1404 توسط منم مثل تو
​این دومین بهاری است که بدون تو، تحویل شد و من باز هم به جای یا مقلب‌القلوب و الابصار، ابراهیم خواندم و چشم بستم، به این امید که وقتی چشمانم را باز کنم، چشمم به جز تو چیزی را نبیند. ثانیه‌های پایانی سال بدون سایه‌ی پر مهرت، بی‌رمق‌تر از همیشه گذشت.… بیشتر »
 نظر دهید »

یادگار سرسبزی

01 فروردین 1404 توسط منم مثل تو
​لحظه به لحظه، نبض زمین تندتر می‌زند، گویی در رگ‌هایش، خون تازه‌ای جریان می‌یابد. بوی خاک نم‌خورده و شکوفه‌های تازه شکفته، در هم می‌آمیزند و عطرِ بهار را به ارمغان می‌آورند. در این هیاهوی دل‌انگیز، سفره‌ی هفت‌سین، چون نگینی درخشان، خودنمایی می‌کند.… بیشتر »
 نظر دهید »
فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          

مه نگار

گالیا،نام منِ دیگر است که به تازگی با او دوست شدم . اخلاق گالیا شبیه به منِ ۱۵ سال پیش است .دیروز گالیا را از میان کتابی که می‌خواندم پیدا کردم و از او دعوت کردم تا مثل سابق با من زندگی کند.

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • من

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس