یادگار سرسبزی
لحظه به لحظه، نبض زمین تندتر میزند، گویی در رگهایش، خون تازهای جریان مییابد. بوی خاک نمخورده و شکوفههای تازه شکفته، در هم میآمیزند و عطرِ بهار را به ارمغان میآورند. در این هیاهوی دلانگیز، سفرهی هفتسین، چون نگینی درخشان، خودنمایی میکند.
سبزه، این یادگارِ سرسبزی و طراوت، گویی از دلِ بهشت ریشه دوانده و امید را در جانها میپراکند. سیب، با گونههای سرخ و آبدارش، قصهی عشق را زمزمه میکند؛ عشقی که در اعماق هستی نهفته است.
سمنو، عطرِ شیرینِ خاطراتِ کودکی را با خود دارد، طعمِ دستهای مهربان مادر و لبخندهای بیدریغ پدربزرگ. سنجد، این میوهی کوچکِ پربرکت، نمادِ عشق و دلدادگی است، یادآورِ لحظههای نابِ با هم بودن. سیر، نگهبانِ سلامتیمان، همچون سربازی فداکار، در برابر بیماریها ایستادگی میکند.
سرکه، با طعمِ تند و تیزش، به ما یادآوری میکند که زندگی، همیشه شیرین نیست، اما میتوان با صبر و استقامت، از دلِ سختیها، پلی به سوی روشنایی ساخت. سکه، برقِ امید در چشمانمان میاندازد، آرزوی رونق و برکت را در دلمان زنده میکند.
آینه، در انعکاسِ تصویرمان، ما را به سفری درونی دعوت میکند، به شناختِ خویشتن، به یافتنِ گوهرهای پنهان در وجودمان. شمع، با شعلهی رقصانش، نورِ امید را در دلهایمان روشن میکند و گرمای عشق را در جانهایمان میافروزد. تخممرغهای رنگی، هر کدام داستانی از زندگی را روایت میکنند، قصههایی از تولد، رشد و شکوفایی.
در این لحظاتِ نابِ تحویل سال، با دلی سرشار از امید و آرزو، دست به دعا برمیداریم. برای سالی پر از سلامتی، شادی، عشق و برکت. باشد که این سفرهی هفتسین، نه فقط یک سنتِ زیبا، بلکه نمادی از امید، نویدبخشِ فردایی روشنتر و الهامبخشِ زندگیای پربارتر باشد. نوروزتان خجسته باد!
#به_قلم_خودم
#بهار