مه نگار

من و گالیا
  • خانه 

رقص امید بر پارچه‌های گلدار

03 تیر 1404 توسط منم مثل تو

​

تمام فروشگاه‌های شهر را برای پیدا کردن لباس خنک با پوشش مناسب زیر و رو کردم. امتحانات پایان ترم فرصت اینکه خودم دست به قیچی شوم را از من گرفته بود. از سر ناچاری بین کانال‌های پارچه یک متر پارچه سفارش دادم. فردای ثبت سفارش جنگ شروع شد. انتظار نداشتم که در این شرایط پارچه به دستم برسد ولی، زودتر از همیشه رسید. دخترم با شوق پارچه را بغل کرد و بوسید. دیدن گل‌های صورتی روی زمینه‌ی سفید پارچه شوق را در دلم زنده کرد.

پارچه را پهن کردم و الگو را روی پارچه گذاشتم. قیچی را بدست گرفتم و بسم‌الله گفتم. در ظاهر پارچه را برش می‌زدم ولی در واقع با هر برش ترس را از جانم دور می‌کردم. با هر سنجاق که به لباس می‌زدم آیه‌آیه امید به دلم سنجاق می‌کردم. با دوخت هر تکه، ایمان را هم به روحم دوخت می‌زدم. برای محکم شدن بخیه‌ها سر‌قائمی زدم. بین دوخت و دوز‌هایم با کمک بچه‌ها مایع کیک را آماده کردم‌. برای زنده بودن “امید” باید جشن بگیریم. 

همزمان با پوشاندن پیراهن جدید دخترم، پیراهنی از عشق و امید بر تن خود کردم. دلخوشی‌های من کم نیست. گاهی برای برگرداندن شور و شوق به خانه‌ی من یک متر پارچه‌ی گلدار سفید و صورتی کافی است.

#به_قلم_خودم 

#حال_ماخوب_است

 نظر دهید »

حماسه‌ی پایداری

03 تیر 1404 توسط منم مثل تو

​

این روزها، در حالی که برخی سعی دارند با قهرمان‌سازی‌های بی‌محتوا، تصویر نادرست از زن ایرانی ارائه دهند، شخصیت‌هایی مانند خانم امامی با حضور قدرتمند و بی‌نظیر خود، به ما یادآوری می‌کنند که زنان ایران نه تنها مظهر زندگی و آزادی هستند، بلکه از قدرت و شجاعتی بی‌نظیر در درون خود بهره‌مندند.

خانم امامی، با هر کلمه‌ای که بر زبان آورد، صدای رسای زنان ایرانی را به گوش جهانیان رساند. او نشان داد که زنان این مرز و بوم، با وجود تمام چالش‌ها و سختی‌ها، محکم و مقاوم ایستاده‌اند. این بانوان، با روحیه‌ای سرشار از امید و اراده، در برابر ناملایمات ایستادگی می‌کنند و به دنیا یادآور می‌شوند که آزادی و شجاعت در خون آن‌ها جاری است.

امروز، زنان ایران نه تنها برای خود، بلکه برای تمام بشریت، قهرمانانه مبارزه می‌کنند. آن‌ها با همبستگی و اتحاد، در تلاشند تا دنیایی بهتر و عادلانه‌تر بسازند. این حماسه، داستان اراده و قدرتی است که هرگز خاموش نخواهد شد.

زنده باد زنان ایران!

#به_قلم_خودم 

#طلبه_نوشت

 نظر دهید »

#همه_برای_حفظ_امنیت

29 خرداد 1404 توسط منم مثل تو

​در دنیای دیجیتال امروز، امنیت اطلاعات ما بسیار مهم است. یکی از راه‌های جلوگیری از حملات سایبری و جاسوسی برنامه‌ها، مدیریت دسترسی‌ها در گوشی‌های موبایل است. 

برای افزایش امنیت خود، می‌توانید مراحل زیر را دنبال کنید:

1. بستن دسترسی موقعیت مکانی: به تنظیمات گوشی خود بروید و به بخش “حریم خصوصی” یا “تنظیمات موقعیت مکانی” مراجعه کنید. از آنجا می‌توانید دسترسی برنامه‌ها به موقعیت مکانی‌تان را محدود کنید یا به طور کامل غیرفعال کنید.

2. بررسی دسترسی‌های برنامه‌ها: به تنظیمات بروید و به بخش “برنامه‌ها” یا “مدیریت برنامه‌ها” مراجعه کنید. هر برنامه‌ای که نصب کرده‌اید را بررسی کنید و دسترسی‌های غیرضروری را غیرفعال کنید.

3. حذف برنامه‌های مشکوک: اگر برنامه‌ای را نمی‌شناسید یا به آن اعتماد ندارید، بهتر است آن را حذف کنید.

4. به‌روزرسانی منظم: همیشه سیستم‌عامل و برنامه‌های خود را به‌روز نگه‌دارید تا از آخرین به‌روزرسانی‌های امنیتی بهره‌مند شوید.

5. حذف تصاویر حساس: تصاویر منتشر شده از عملکرد سامانه پدافندی و مکان‌های حساس را از گالری خود حذف کرده و به افرادی که این تصاویر را درخواست می‌کنند، تذکر بدهید که انتشار آن‌ها می‌تواند به امنیت کشور آسیب بزند.

با رعایت این نکات، می‌توانید از احتمال حملات سایبری جلوگیری کنید و امنیت اطلاعات خود را افزایش دهید. بیایید با هم در این پویش شرکت کنیم و به یکدیگر یادآوری کنیم که امنیت دیجیتال یک مسئولیت مشترک است! 

با شرکت در پویش #همه_برای_حفظ_امنیت وظیفه‌ی خود را در این زمان حساس، به نحو احسنت انجام بدهیم.

#به_قلم_خودم 

#طلبه_نوشت 

#همه_برای_حفظ_امنیت

 نظر دهید »

فریادِ ایران، طنینِ جاودانگی

28 خرداد 1404 توسط منم مثل تو

​این خاک، قصه هزاران سال ایستادگی است؛ از کوه به کوه، از دشت به دشت، هر وجبش با خون مردان و زنان غیور این سرزمین، رنگین شده است. ما وارثان تمدنی کهن‌ایم؛ از کوروش و داریوش تا رستم و آرش، ناممان همیشه مترادف با شجاعت و آزادگی بوده است.

ایران، تنها یک نام نیست؛ یک روح است، یک زندگی، یک عشق ابدی. رگ‌های ما با غیرت این خاک تپیده و قلب‌هایمان برای سرفرازی‌اش می‌سوزد. در طول تاریخ، بارها و بارها آماج طوفان‌ها بودیم، اما هر بار، از دل خاکسترها برخاستیم، قدرتمندتر و استوارتر از همیشه. دشمنان، با نیرنگ و فریب، در پی تاریک کردن چراغ این سرزمین بوده‌اند، اما غافل از آنکه نور ایمان و وطن‌پرستی در دل فرزندان این آب و خاک، هرگز خاموش نخواهد شد.

ما فرزندان این خاک، سوگند خورده‌ایم که تا آخرین نفس، حافظ این میراث گرانبها باشیم. هر قطره خونمان، فدای یک وجب از این خاک مقدس. هر قدممان، برای اعتلای نام ایران. ما ملتی هستیم که در برابر ظلم، سر خم نکرده‌ایم و در برابر تجاوز، سینه سپر کرده‌ایم.

امروز، بیش از همیشه، به وحدت و همدلی نیازمندیم. باید دست در دست هم، فریاد “ایران” را بلند کنیم؛ فریادی که طنینش در گوش جهان بپیچد و به دشمنان بگوید: “اینجا ایران است، مهد شیران، سرزمینی که هرگز به زانو در نخواهد آمد!”

#به_قلم_خودم 

#طلبه_نوشت #ایران #جنگ

 نظر دهید »

نامم ایران!

27 خرداد 1404 توسط منم مثل تو

​تقدیم به سرکار خانم امامی

نامم ایران! 

اهل ایرانم. همزاد تهمینه و گردآفرید.

تبارم از خورشید، نگاهم به فردا، دلم دریای امید.

در رگ‌هایم خون دلاوران، در جانم شعله‌ی ایمان.

منم آن زن، که می‌شوید جهل را، با آب دانش و هنر.

در خلوتِ عبادت، دلم به آسمان‌ها پر می‌کشد. در حجابم، حریمی از ایمان و وقار می‌یابم. من آن زنم که با زمزمه‌ی دعا، آرامش را در جانم می‌نشانم و با مِهر، خانواده و سرزمینم را در آغوش می‌گیرم.

در هر نیایش، امیدم به فردایی روشن‌تر است و با هر گام، به سوی ایرانی آبادتر قدم برمی‌دارم.

لالایی مادرم آواز بیداری، گام‌های خواهرانم شکست زنجیرِ ناامیدی.

من آن بیدارم، که در شب‌های تار، فانوس آگاهی می‌افروزم. من آن مادرم، که با دستان مِهر، فرزندانم را به عشق و امید می‌پرورم.

در میدانگاه رزم، مرهمِ زخم‌هایم، در دفاع از این خاک همسنگرِ مردان ایران‌زمین هستم و در نبردِ با لکه‌ی ننگینی به نام اسرائیل به صلابت دماوندم.

ایران، نام من؛ عزت، آرمان من.

#به_قلم_خودم 

#صدا_سیما

#سحر_امامی

#خبرنگار

پ.ن. تصویر تولیدی از خانم مریم عوض آقایی

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • ...
  • 4
  • ...
  • 5
  • 6
  • 7
  • ...
  • 8
  • ...
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 48
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مه نگار

گالیا،نام منِ دیگر است که به تازگی با او دوست شدم . اخلاق گالیا شبیه به منِ ۱۵ سال پیش است .دیروز گالیا را از میان کتابی که می‌خواندم پیدا کردم و از او دعوت کردم تا مثل سابق با من زندگی کند.

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • من

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس