مه نگار

من و گالیا
  • خانه 

بهترین جای دنیا

31 فروردین 1403 توسط منم مثل تو
​چادر سیاهم را با عجله بر سرم می‌کشم؛ کفش‌هایم را هنوز به طور کامل نپوشیده‌ام که راه می‌افتم. صدای گریه‌ی دخترم، دلم را به درد می‌آورد. نگاهی به درخت بادام می‌اندازم که با لبخند صورتی‌اش به داخل کوچه سرک می‌کشد. از کنار مسجد می‌گذرم. خاطرات کودکی‌ام پر… بیشتر »
 نظر دهید »

غول خمیری خستگی 

31 فروردین 1403 توسط منم مثل تو
​تلفن را با استرس قطع کردم. تا روز جمعه فرصت داشتم 250 شلوار فرم مدرسه‌ی سمیه را تحویل بدهم. با نگرانی مشغول دوخت شدم. انگار زمین و زمان دست به دست هم داده بودند تا من بد‌قول شناخته شوم.  چشمان درشت و سیاه‌رنگم شبیه یک خط باریک سرخ شده بود. با… بیشتر »
 نظر دهید »
فروردین 1403
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31

مه نگار

گالیا،نام منِ دیگر است که به تازگی با او دوست شدم . اخلاق گالیا شبیه به منِ ۱۵ سال پیش است .دیروز گالیا را از میان کتابی که می‌خواندم پیدا کردم و از او دعوت کردم تا مثل سابق با من زندگی کند.

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • من

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس