مه نگار

من و گالیا
  • خانه 

طراحی

26 فروردین 1402 توسط منم مثل تو
خودم که عاشقش شدم 😍 شما چطور ؟؟ بیشتر »
 نظر دهید »

نشانی موفقیت

24 فروردین 1402 توسط منم مثل تو
پدر با نا امیدی به دخترش نگاهی انداخت و گفت: حرف آخرت همینه؟ دخترک با حفظ ادب، پدرش را نگاه کرد و گفت: بله! پس برنامه ات برای آینده چیه؟ اگه اجازه بدید بعد از یه مدت میام و توضیح می دم . پدر در حالی که کوله باری از نا امیدی را بر دوش خود احساس می کرد از… بیشتر »
 نظر دهید »

مرده ها یا زنده ها

24 فروردین 1402 توسط منم مثل تو
#به_قلم_خودم  پچ چند زن به گوش،می رسید. _پسر بزرگه اسمش چی بود؟ _مسعود وای،دیدی حتی برای مراسم برادرش هم نیومد وقتی هم که اومد رفت توی یه اتاق و اصلا انگار نه انگار برادرش را از دست داده. _شنیدم قبل از طلوع آفتاب هم برگشته! _این پسر بویی از آدمیت… بیشتر »
 نظر دهید »

دوست پزشک من 

23 فروردین 1402 توسط منم مثل تو
در همسایگی هم بودیم .اوایل نمی دانستم قرار است هم کلاسی هم باشیم.یک ساله بودیم که آمدند.با خودم فکر می کردم چرا رنگ موهایش قرمز است.لبخندش را به یاد دارم که مرا به دوستی دعوت می کرد.خجالت می کشیدم با او دوست شوم؛ولی می دانی که مشتاق بودم .گاهی که مادرم… بیشتر »
 نظر دهید »

سم افکار منفی

22 فروردین 1402 توسط منم مثل تو
دست دخترم را که بادکنک می خواست ؛گرفتم و به ذوق کودکانه اش لبخند زدم.بین راه از او پرسیدم بادکنک چه رنگی بخریم؟؟با زبان شیرینش گفت آبی بنفس دانجی(آبی بنفش نارنجی)با سلام وارد فروشگاه نزدیک خانه شدیم در حالی که دخترم به سمت قفسه ی خوراکی ها کشیده می شد… بیشتر »
 نظر دهید »

گناهان نفتی و بنزینی 

21 فروردین 1402 توسط منم مثل تو
🔻 گناهانِ نفتی و بنزینی 🔻 ✍️ بعضی از #گناهان مثل «نفت» هستند، و بعضی‌ها هم مثل «بنزین»❗️ قرآن درباره #گناهانِ نفتی، میگه: ☜ «انجامش ندین»☹️ 👇 🕋 لا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ (حجرات/11) 💢 به همدیگه طعنه نزنید، تیکّه نندازید. 🕋 لا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ… بیشتر »
 نظر دهید »

کشف بوی خدا

20 فروردین 1402 توسط منم مثل تو
۱۲ سالم بود که آمدی،با آن چشمان سیاه و مژگان بلند نگاهم کردی.صورتت مانند قرص ماه،در میان کلاه زیبایت می درخشید.انقدر دلم می خواست بغلت کنم و ببوسمت.مادرت از کجا فهمید؟صدایم زد و کمکم کرد تا در آغوشت بگیرم .بوسه آرامی را روی لپ های نرمت کاشتم.عطر تنت چه… بیشتر »
 نظر دهید »

اجرنا من النار یا مجیرِ یک زن خانه دار

19 فروردین 1402 توسط منم مثل تو
و چه دعای مجیرهایی که هر زمان مادر قصد خواندن آن را داشت، خدمتی به اهل خانه، قد علم کرد و آن را به ساعتی دیگر موکول کرد… ایام البیض رمضان بود… مادر، سفره افطاری اهل خانه را فراهم کرد و زیر لب گفت: یادم نرود امشب دعای مجیر را… سفره را… بیشتر »
 نظر دهید »

و به دور از همه دغدغه ها، باید زیست!!

18 فروردین 1402 توسط منم مثل تو
#تولیدی  بیشتر »
 نظر دهید »

در شهر شلوغ ما تماشا دارد،تنهایی دسته جمعی آدم ها....

17 فروردین 1402 توسط منم مثل تو
 نظر دهید »

هستی عشق

17 فروردین 1402 توسط منم مثل تو
​🌷 خبر رسید که مادر شده کوثر عشق 🌷 نشسته دلبر این طایفه، برابر عشق   🌷 حسن امید دو عالم، حسن برادر عشق 🌷 بیا و مژده بگیر از پدر و مادر عشق 🌷 بیا که شامل لطف خدا شویم امشب 🌷 به زیر پای کریمی فدا شویم امشب 🌷 نوشته روزی ما را به پای چشم حسن 🌷 … بیشتر »
 نظر دهید »

نخستین_بوسه 

14 فروردین 1402 توسط منم مثل تو
نخستین_بوسه اولین بار که پایم به مدرسه باز شد، کمتر از شش سال سن داشتم و جثه‌ام خرد بود. مأمور سپاه‌بهداشت به مادرم گفت: “این بچه سوء تغذیه دارد". هیچ‌وقت نفهمیدم چرا مادرم آن جمله را تا مدتها برای دیگران نقل می‌کرد. آن‌وقتها مهدکودک و پیش‌دبستانی… بیشتر »
 نظر دهید »

هم قدمِ همدم

12 فروردین 1402 توسط منم مثل تو
در حالی که دست دخترم را گرفته ام سعی میکنم اندازه قدم هایم را با قدم های کوچکش هماهنگ کنم.چقدر طول می کشد تا همگام شویم؟؟تا کی باید دستان کوچکش را در دست بگیرم تا زمین نخورد؟از دوران جنینی تا همین امروز تقریبا دو سال و نه ماه هر روز و هر لحظه مواظبش… بیشتر »
 نظر دهید »

افطار مهدوی

10 فروردین 1402 توسط منم مثل تو
#افطارهای‌_مهدوی ✨مولای‌من 🍂 روزه دار روی زیبای توییم کی شود تا وقت افطار؛ 🍂 جرعه ای از جامِ شیرینِ نگاهت قسمت این سفره دلها شود؟ 🤲 افطارمان را با شیرینی دعا برای ظهور آغاز کنیم. #امام_زمان #ماه_رمضان بیشتر »
 نظر دهید »

نصیحت باران خورده ی استاد

09 فروردین 1402 توسط منم مثل تو
هنوز غم بزرگی در دلم احساس می کنم.چند روزی است که گالیا را ندیدم.می دانی همیشه به وقتش می آید ؟؟مثل امشب که بی مقدمه آمد و دستم را گرفت و تا اتاقک بی نوایی که انباری می خوانمش برد. در کمد دیواری اش را باز کرد و یک کارتن سفید بیرون کشید.در سکوت نظاره گر… بیشتر »
 نظر دهید »

قهرمانی به نام زن

04 فروردین 1402 توسط منم مثل تو
در حالی که لیوان را از آب جوش پر میکنم و قاشق عسل را در آن حل میکنم به امروز فکر میکنم.دیشب به خاطر بی قراری های کیمیا نتوانستم بیشتر از دو ساعت بخوابم .بعد از حاضر کردن صبحانه و فرستادن محمد به مدرسه،دلم می خواست کمی بخوابم ؛ اما کیمیا دلش می‌خواست… بیشتر »
 نظر دهید »

خدا حافظی خواهرانه 

03 فروردین 1402 توسط منم مثل تو
خواهرم زهرا، ۳ سال از من بزرگ تر است وقتی کلاس اول بود،الفبا را به من یاد می داد.یک کمد چوبی داشتیم که مجبورش می کردیم نقش تخته را بازی کند.اولین معلم من خواهرم بود قبل از شروع دبستان در حد یک کودک دوم ابتدایی آموزشم داده بود.ریاضی و فارسی،انواع شعر های… بیشتر »
 نظر دهید »
فروردین 1402
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

مه نگار

گالیا،نام منِ دیگر است که به تازگی با او دوست شدم . اخلاق گالیا شبیه به منِ ۱۵ سال پیش است .دیروز گالیا را از میان کتابی که می‌خواندم پیدا کردم و از او دعوت کردم تا مثل سابق با من زندگی کند.

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • من

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس