زیر سایهی لبخند
01 مرداد 1404 توسط منم مثل تو
شب از نیمه گذشته است. دلتنگی مثل یک توپ گرد و غلتان، سر میخورد و درست در گلویم متوقف میشود. فکر میکنم خاطرات قصد خفه کردنم را دارند که اینچنین بیرحمانه بر افکارم هجوم میآورند. ستارگان آسمان و خوشهی پروین را یادت هست؟ مثل اینکه کسی دستمال به دست… بیشتر »