گمنام
08 خرداد 1403 توسط منم مثل تو
نمیدانم مادرت کجای این دیار چشم انتظارت نشسته است؟ نمیدانم خواهری داری که حسرت یک آغوش برادرانه در دلش مانده باشد یا نه؟ چند بهار از عمرت سپری شده است؟ شاید همسری داری که هر بار با صدای زنگ خانه، بند دلش پاره میشود.به امید اینکه قاصدی خوش خبر… بیشتر »