مه نگار

من و گالیا
  • خانه 

گره

21 مرداد 1403 توسط منم مثل تو
​حیاط خانه‌ی مادربزرگ، با‌صفا و بزرگ بود. سه درخت گردو بر قسمتی از حیاط، مثل چتری بزرگ و سبز، سایه گسترانیده بودند. دو درخت انار و یک درخت پسته که هیچ‌وقت پسته نداد. من‌ و برادر‌زاده‌ام و دختر‌عمویم همسن و سال بودیم. خواهرم و حمیده دختر عموی دیگرم هم،… بیشتر »
 نظر دهید »

ارتش فاتحان ریاضی

21 مرداد 1403 توسط منم مثل تو
منتظر آمدن هنر آموزان کلاسم هستم. مثل همیشه دیر می‌آیند. نمی‌دانم برای چندمین بار برنامه‌ی نارنجی را باز می‌کنم. گروه ارتش فاتحان ریاضی پیام گذاشته‌ است. امروز 4 نوبت کلاس است. به مربی‌ریاضی غبطه می‌خورم. خوش‌به‌حالش. عمیقا دلم برای سر و کله زدن با… بیشتر »
 نظر دهید »
مرداد 1403
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

مه نگار

گالیا،نام منِ دیگر است که به تازگی با او دوست شدم . اخلاق گالیا شبیه به منِ ۱۵ سال پیش است .دیروز گالیا را از میان کتابی که می‌خواندم پیدا کردم و از او دعوت کردم تا مثل سابق با من زندگی کند.

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • من

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس