مه نگار

من و گالیا
  • خانه 

زندگی باغ تماشای خداست 

24 اردیبهشت 1403 توسط منم مثل تو
​برای تو می‌نویسم که این روز‌ها سخت در حال تلاش هستی. لحظه هجوم لشکر غم، دستانت را برای در آغوش کشیدن خودن باز کن. اگر بغض چنگال نیرومندش را روی گلویت فشرد سرت را به سمت آسمان بگیر، مبادا که قطره‌ای باران از دستت برود. بگذار سر به هوا بخوانند تو را،… بیشتر »
 نظر دهید »

استاد محبوب من 

24 اردیبهشت 1403 توسط منم مثل تو
​اولین بار که استاد محبوبم را دیدم، مهرش در دلم نشست. منطق یک را با ایشان داشتیم که به خاطر کرونا مدرسه تعطیل شد. استاد ترجیح دادند که دوباره منطق را سر کلاس بنشینیم. این‌بار باردار بودم و نمی‌توانستم سر کلاس حاضر باشم. منطق را به سختی و با نمره‌ای… بیشتر »
 نظر دهید »

بچه‌های کوهستان 

24 اردیبهشت 1403 توسط منم مثل تو
​پاییز و زمستان خیلی زود خودشان را نشان می‌دادند. اغلب اوقات برف می‌بارید. دیوار حیاط خانه‌ها گلی بودند. همیشه برایم سوال بود که چطور در میان این همه بارش دوام می‌آورند و فرو نمی‌ریزند. همه‌ی بچه‌ها یک جفت چکمه داشتند. روزهای‌آفتابی برف کوچه‌ها آب می‌شد… بیشتر »
 نظر دهید »

شستن دل‌تنگ 

24 اردیبهشت 1403 توسط منم مثل تو
​شستن دل‌تنگ صدای اذان می‌آید. باران نم‌نم می‌بارد. هوا آنقدر لطیف است که تصمیم می‌گیرم کمی زیر باران بایستم. دستانم را باز می‌کنم و سرم را به سمت آسمان می‌گیرم. چشمانم را می‌بندم و از صدای برخورد قطرات باران با برگ‌های درخت فندق، لذت می‌برم. با شنیدن… بیشتر »
 نظر دهید »

مگه شما زنا چکار می‌کنید؟

24 اردیبهشت 1403 توسط منم مثل تو
​تصمیم خودم را گرفته بودم. دیروز که همسرم به جای تشکر و تعریف از غذایم گفت:《 مگه شما زنا چکار می‌کنید! هر چی دم دستتون می‌اد می‌ریزید توی قابلمه. 》خیلی ناراحت شدم. پلو را با نهایت دقت و با ته‌دیگ سیب‌زمینی پختم. به جای سبزی قورمه مقداری علف از باغچه… بیشتر »
 نظر دهید »

معجون سحرآمیز 

24 اردیبهشت 1403 توسط منم مثل تو
​آسمان دیشب حسابی سر و صدا راه انداخته بود. صدای باد و رعد در هم می‌آمیخت. گاهی باران و گاهی هم تگرگ از آسمان می‌بارید. به یاد زنی افتادم که چند روز پیش کنار عابر بانک با همسرش ایستاده بود و با هیجان درباره‌ی واکنش موشکی ایران به اسرائیل صحبت می‌کرد. از… بیشتر »
 نظر دهید »
اردیبهشت 1403
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        

مه نگار

گالیا،نام منِ دیگر است که به تازگی با او دوست شدم . اخلاق گالیا شبیه به منِ ۱۵ سال پیش است .دیروز گالیا را از میان کتابی که می‌خواندم پیدا کردم و از او دعوت کردم تا مثل سابق با من زندگی کند.

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • من

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس